caboched ایران تبریز تراکتور استقلال

caboched: ایران تبریز تراکتور استقلال تراکتور سیاه جامگان تراکتورسازی فولاد خوزستان

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری خطر بیخِ گوشمان است، نوشته اینستاگرامی حسین پاکدل راجع به انتخابات, تصویر ، تعارف را بگذاریم کنار

حسین پاکدل در نوشته‌ای کوتاه کشور را به یک هواپیما، مردم را به مسافران هواپیما و نامزدهای ریاست‌جمهوری را به داوطلبان خلبانی آن تشبیه کرده است.

خطر بیخِ گوشمان است، نوشته اینستاگرامی حسین پاکدل راجع به انتخابات, تصویر ، تعارف را بگذاریم کنار

نوشته اینستاگرامی حسین پاکدل راجع به انتخابات/ تعارف را بگذاریم کنار؛ خطر بیخِ گوشمان است/ عکس

عبارات مهم : پرواز

حسین پاکدل در نوشته ای کوتاه کشور را به یک هواپیما، مردم را به مسافران هواپیما و نامزدهای ریاست جمهوری را به داوطلبان خلبانی آن تشبیه کرده است.

به گزارش خبرآنلاین، حسین پاکدل متن کوتاه خود را در اینستاگرام منتشر کرده است.

پاکدل در اینستاگرام نوشت: «تعارف را بگذاریم کنار؛ خطر بیخِ گوشمان هست. همه سوارِ یک هواپیماییم، همه با هم. از زمین کنده ایم. الان توی هواییم. بالای بالا. خیلی بالا. هرجور نقصی هم بگویید داریم، هيچ چتر نجاتى هم نمانده هست. باد و طوفان و رعد و برق هم هست. چپ و راست هم سنگ های آسمانی و هواپیماها و اجسام پرنده از کنارمان رد می شود. عادتمان هم داده اند سرجاى خود ننشسته و دائم توی سروکله هم بزنیم.

خطر بیخِ گوشمان است، نوشته اینستاگرامی حسین پاکدل راجع به انتخابات, تصویر ، تعارف را بگذاریم کنار

پس از هشت سال گمگشتگی و دربدری تازه چهارسال است این هواپیما که همگی درش نشسته ایم قدری جان پرواز پیدا کرده هست. حالا غوغاست. غوغا. شش نفر محترم و برگزیده از بین ما مسافرها مدعی هدایت درست این غولِ معلق اند.

یکی با این که گواهی راندن دارد به اندازه هدایتِ یک ونِ گشتِ ارشاد خلبانی بلد هست؛ شور بگیردش بدجور خودزنی می کند ارتفاع را گم کرده ممکن است بزندمان به کوه یا برج های بلند. یکی خیلی هنر کند با تمام عقبه در حد واژگون کردنمان در زندانِ کره شمالی راه و بیراه را بلد هست. یکی در حد دعا خواندن جهت سلامت پرواز چیز بلد هست. یکی در اندازه شمارش تعداد چمدان ها و یکی به درد کمک خلبانی می خورد. یکی هم چهار سال است به هر جان کندنی بوده با کمک همان کمک خلبانِ ماهر این هواپیما را به ارتفاع معقولی رسانده هست. با این که از اوج و پایین و چپ و راست سیخ و میخ و سوزن بر او فرو کرده و نیشگون و گازش گرفته اند و از برجِ کنترل پرواز هزاران جور نقشه راه جلویش گذاشته اند، تازه راه و بیراه را آشنا و خم و چم هواپیما و سرنشینان دستش آمده است.

حسین پاکدل در نوشته‌ای کوتاه کشور را به یک هواپیما، مردم را به مسافران هواپیما و نامزدهای ریاست‌جمهوری را به داوطلبان خلبانی آن تشبیه کرده است.

حالا وسطِ این بلبشو از بلند گو از ما مسافران خواسته اند نظر بدهیم کدام یکی ما را سالم تر به زمین می رسانند. جالب است در این گیرودار دو نفری هستند مدام از بلندگو قولِ قاطعِ سه وعده غذای اضافی در طول پرواز می دهند؛ هرقدر هم خدمه پرواز توی سرشان می زنند که بابا به خدا هیچ جیره اضافی در هواپیما نیست گوششان بدهکار نیست که نیست؛ چون به عینه می بینند تعدادی از مسافرانِ گرسنه و شبهِ گرسنه از حالا صف بسته اند جهت دریافت غذای نذری جوری که هجوم جمعیتِ ملتهب هر لحظه ممکن است تعادل هواپیما را به هم بزند. شوخی ندارد. حواسمان نباشد به پلک زدنی سقوط می‎کنیم.

حالا مدام عده ای بگویند دخالت نمی کنیم تا سقوط کند!»

خطر بیخِ گوشمان است، نوشته اینستاگرامی حسین پاکدل راجع به انتخابات, تصویر ، تعارف را بگذاریم کنار

واژه های کلیدی: پرواز | خلبانی | مسافران | هواپیما | هواپیما | حسین پاکدل | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs